الشيخ محمد هادي اليوسفي الغروي ( مترجم : حسينعلى عربى )
227
موسوعة التاريخ الإسلامي ( تاريخ تحقيقى اسلام ) ( فارسي )
على بن ابى طالب كشته شد ! سپس گرد و غبار فرو نشست و ديدند كه على عليه السّلام بر سينهء عمرو نشسته و ريش او را گرفته و مىخواهد كه سر او را از بدن جدا كند ؛ اما سر او را جدا نكرد . ( 1 ) حلبى مىنويسد : منافقان به انتقاد از على عليه السّلام پرداختند و حذيفة بن يمان به دفاع از آن حضرت عليه السّلام پرداخت و پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله فرمود : صبر كن اى حذيفه به زودى على علت مكث كردن خودش را توضيح مىدهد . « 1 » عمرو به او گفت : اى عمو زاده ، درخواستى از تو دارم و آن اين است كه مرا عريان نكنى و لباسهايم را در نياوردى . على فرمود : اين براى من بسيار آسان است . « 2 » سپس سرش را جدا كرد و در حالى كه در اثر ضربهء عمرو از سر وى خون جارى بود و از شمشيرش خون مىچكيد و سر عمرو را در دست داشت ، نزد پيامبر آمد و اين شعر را خواند : أنا على و ابن عبد المطّلب * الموت خير للفتى من الهرب من على ، فرزند عبد المطلب هستم كشته شدن براى يك جنگجو بهتر از فرار است . رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله فرمود : اى على ، آيا او را فريب دادى ؟ ( زيرا عمرو متوجه پشت سرش شد و در اين حال على عليه السّلام ضربهاى به ساق پاهايش زد . ) فرمود : آرى اى رسول خدا جنگ حيله و نيرنگ است . « 3 » ( 2 ) حلبى ساروى مىنويسد : سپس پيامبر صلّى اللّه عليه و آله از علّت درنگ و مكث وى سؤال كرد و آن حضرت فرمود : او به مادرم فحش داد و آب دهان به صورتم انداخت و من ترسيدم كه اگر در همان لحظه او را بكشم به خاطر هواى نفسم باشد ؛ لذا از كشتن وى در همان لحظه منصرف شدم تا خشمم فرو نشيند و آنگاه او را به قصد قربت كشتم . « 4 » ( 3 ) از محمد بن اسحاق روايت كرده است كه عمر به آن حضرت گفت : چرا زرهء او را در نياوردى كه سه هزار درهم مىارزد و در ميان زرههاى عرب منحصر به فرد است ؟ ! فرمود : من حيا كردم كه پسرعمويم را برهنه كنم . « 5 » ( 4 ) قمى مىنويسد : رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله زبير را به سوى هبيره فرستاد و او ضربهاى بر سرش وارد كرد و او را دونيم كرد .
--> ( 1 ) . مناقب آل ابى طالب ، ج 2 ، ص 115 . ( 2 ) . همان ، ص 117 . ( 3 ) . تفسير قمى ، ج 2 ، ص 183 . ( 4 ) . مناقب آل ابى طالب ، ج 2 ، ص 115 . ( 5 ) . همان ، ص 117 - 118 .